اطـلاعیه بـروزرسانی و تـخفیف هـای ویژه سـایت :
خانه / ابتدایی / داستان نشانه ه | آموزش حروف الفبا با قصه |تدریس درس مهتاب
داستان نشانه ه | آموزش حروف الفبا با قصه |تدریس درس مهتاب
داستان نشانه ه | آموزش حروف الفبا با قصه |تدریس درس مهتاب

داستان نشانه ه | آموزش حروف الفبا با قصه |تدریس درس مهتاب

کلاس  | آموزش حروف الفبا با قصه |تدریس درس مهتاب

تدریس درس مهتاب مقطع ابتدایی

برای تدریس این درس میتوان از پوستر درس یا تصویری از یک شب مهتابی یا نقاشی بچه ها درباره مهتاب استفاده کرد.
بعد از صحبت درباره مهتاب و قدرت و عظمت خداوند در خلق پدیده ها روی تصویرکها متمرکز می‌شویم و می‌خواهیم که بچه ها به صدای اخر ماه کوه دقت کنند.

بعد میخواهیم کلمه هایی مثال بزنند که مانند انها در اخر صدای ه داشته باشند. مانند کلاه , کاه ,به به , بِه ، شاه , شه , و…..

دقت کنید بچه ها با تلفظ و اوا شناسی ه را به خوبی از صدای اِ تشخیص میدهند. مراقب باشید در دیدن کلمات این دو را با تلفظ درست تشخیص بدهند و اشتباه نکنند.

بعد از مثال زدن و خواندن تصویرکهای دیگر و پیدا کردن نشانه جدید، از آنها می خواهید درس را بخوانند و کلماتی که نشانه را دارند پیدا کنند. سپس ببینند که صدای جدید چند شکل دارد. بعد آنرا معرفی کرده و در جدول قرار می‌دهید.
برای شناخت بهتر و تثبیت و ترکیبات سراغ داستان می روید.

داستان نشانه ه ( داستان 1)  :

يه روز توي فرودگاه شهر الفبا ي هواپيما رو زمين نشست.
همه ي نشانه ها جمع شدن تا ببينن مسافرشون كيه!
چهار تا مسافر پياده شدن. همه از ديدنشون خيلي خوشحال شدن. اما دوتا از نشانه ها ازشون خوششون نيومد.
اگه گفتين كيا بودن؟؟؟
بله ــه آخر چسبان و ه اخر تنها از اونا خوششون نيومد چون تو اون چهار تا مسافر دوتاشون شكل اونا بودن.
اونا اومدن و با چهار تا اِ روبوسي كردن. و گفتن رسته كه ما دوتا شبيه شماييم اما ما فقط ميتونيم با نشانه هاي بالاي جدول بياييم. يعني بعد از آ. او. اي ….. و صدامون هِ هستش و با شما اشتباه نميشيم.
اِ ها خوشحال شدن و دستشونوًگرفتن و بردنشون تا خونه ي اونا رو تو شهر نشون بدن.

  داستان نشانه ه ( داستان 2)  :

چهار برادر بودند یک برادر برادر باهوش و حواس جمع که همیشه اول هر کاری اون مراقب بود اتفاق بدی برای سه برادر دیگرش نیفتد و
داستان نشانه ه | آموزش حروف الفبا با قصه |تدریس درس مهتاب
داستان نشانه ه | آموزش حروف الفبا با قصه |تدریس درس مهتاب

میگفت بزارین اول من برم و ببینم بعد شما بیان . یکی کمی ترسو و همیشه دوست داشت وسط باشه و از دو طرف دست داداش ها تو دستش باشه .یکی کمی نگران و یک دستش رو میداد به بقیه و اون یکی تنها همه جا میرفت میگفت من مراقب همتون هستم, اخر میام جا نمونید. بله بچه ها این چهار برادر همو خیلی دوست داشتن و سعی میکردند مراقب هم باشند .

یک روز چهارتایی رفته بودند کوهنوردی. سبزه ها بلند شده بودند و هوا عالی بود. ه اخر تنها میرفت بالای کوه و سر میخور میومد پایین . ه وسط میگفت کاشکی منم مثل تو نترس بودم . اِ که داشت از اونجا رد میشد گفت دوستان من میتونم کفش اسکی رو بدم بهتون که روی چمن سر بخورید . ه وسط گفت من که نمیخوام. ه اول گفت اشکال نداره، من دوست دارم بدین به من . ه با اِ چی میشه بچه ها هِ مثل هل هلیا .
بله بعد بازی اونا رفتندکه باهم برن مسجد . ه وسط گفت من خیلی ترسو هستم، میشه یکی با من بیاد بریم وضو اخه من وضو ندارم . آ که اومده بود مسجد گفت بیا با من بریم . ها مثل ستاره ها ماهها شاهها .
بله بعد مسجد چهار برادر رفتند خونه اَ احوال پرسی . ه با اَ بله هَ مثل هم ، همیشه همسایه . بعد از احوال پرسی اونا یک ماشین گرفتند تا برن خونشون ه با ی هی مثل ماهی آهی شاهی کاهی هیوا هیلدا.
بعد که رسیدند خونه پدر بزرگ اومده بود که عصاش کنار دیوار بود. اونا شاد شدند.سلام کردند و او را بوسیدند.
عصای پدربزرگ مثل او بود . چون از اون خریده بود. ه اول رفت عصای پدر بزرگ رو با یک دستمال تمیز کرد . ه وسط رفت چای اورد. ه اخر رفت بالشت بیاره پشت پدر بزرگ بزاره . ه اخر چسبان کنار پدر بزرگ نشست که تنها نباشه .
ه با او چی شد بچه ها ؟ هو مثل هورا هومن هوش .
اُ اومد خونه اونا مهمونی که به پدر بزرگشون سر بزنه. ه اول رفت خوشامد گویی ه با اُ هُ مثل هندا هنر مند هنر .

داستان ه ( داستان 3):

يروز توي فرودگاه شهر الفبا ي هواپيما رو زمين نشست.
همه ي نشانه ها جمع شدن تا ببينن مسافرشون كيه!
چهار تا مسافر پياده شدن. همه از ديدنشون خيلي خوشحال شدن. اما دوتا از نشانه ها ازشون خوششون نيومد.
اگه گفتين كيا بودن؟؟؟
بله إِ آخر چسبان و تنها از اونا خوششون نيومد چون تو اون چهار تا مسافر دوتاشون شكل اونا بودن.
اونا اومدن و با چهار تا إ روبوسي كردن. و گفتن درسته ك ما دوتا شبيه شماييم اما ما فقط ميتونيم با نشانه هاي بالاي جدول بياييم. يعني بعد از آ. او. اي ….. و صدامون هِ هستش و با شما اشتباه نميشيم.
اِ ها خوشحال شدن و دستشونوًگرفتنو بردنشون تا خونه ي اونا رو تو شهر نشون بدن

شعر حرف ه :

 هـ اول ـهـ وسط ـه آخر چسبان ه آخر تنها

ما،چهار تابرادَر

وسط وغیرآخر

هم اول وهم آخر

هم تنهاییم ،هم چسبان

مهربانیم و خندان

می گوییم، ای بچه ها

کشیده است این صدا

نکات مهم در تدریس نشانه ه ( درس مهتاب)

  • دقت شود كه هم شكل بودن دو صداي آخر اِ با صداي” ﻫ  ” توجه بيشتري را به خود معطوف مي دارد ، كه به كار بردن مثال هاي بيشتري را مي طلبد .
  • تكرار و تمرين باعث تثبيت يادگيري در اين زمينه نيز خواهد بود .
  • استفاده از املاهاي خلاق ( خالي گذاشتن جاي كلمه ي مورد نظر در يك جمله يا يك متن) هم تمريني مؤثر در اين زمينه است .  مثلاً اين جمله: مادر اَمين و ………. (آزاده )  به بازار رفت  . او يك پاكت ………(نامه ) و يك تمبر خريد . در ……. (راه ) بازگشت به خانه گل هاي زيبايي ديد و گفت : ……….! (به به ) چه گل هاي زيبايي !
    براي تدريس نشانه هايي مانند اين سعي شود حتما از پازل و يا عكس استفاده شود.

از قسمت زیر می توانید متن املا  و روانخوانی درس مهتاب ، کاربرگ نشانه ه و فعالیت درس مهتاب مربوط به کلاس اول ابتدایی را دریافت نمایید.

Download “متن املا و روانخوانی درس مهتاب” Matn-ravankhani-emla-darse-mahtab.pdf – 97 بار دانلود شده است – 248 KB

Download “کاربرگ نشانه ه فارسی اول” karbarg-farsi-aval-neshaneh-H.pdf – 125 بار دانلود شده است – 932 KB

Download “فعالیت درس مهتاب” Faaliat-dars-mahtab.pdf – 94 بار دانلود شده است – 221 KB

کلمات کلیدی : داستان نشانه ه | آموزش حروف الفبا با قصه |تدریس درس مهتاب،درس مهتاب، داستان نشانه ه ، آموزش حروف الفبای فارسی حرف ف ، نشانه ه ، شعر حرف ه ، داستان نشانه ه ، طریقه تدریس ه ، روش تدریس ه ، آموزش تدریس ه

 

درباره ی مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *